مناجات با خدا/ اشک هایم دانه دانه می افتد

مناجات, مناجات با خدا,راز و نیاز با خدا

مناجات با خدا

بارالها!
در پیشگاه تو ایستاده‌ام،
و دست‌هایم را به سوى تو بلند كرده‌ام،
آگاهم كه در بندگى‌ات كوتاهى نموده و در فرمانبرى‌ات سستى كرده‌ام،
اگر راه حیا را مى‌پیمودم از خواستن و دعا كردن مى‌ترسیدم …

ولى … پروردگارم!
آن گاه كه شنیدم گناهكاران را به درگاهت فرا مى‌خوانى،
و آنان را به بخشش نیكو و ثواب وعده مى‌دهى،
براى پیروى ندایت آمدم،
و به مهربانى‌هاى مهربان‌ترین مهربانان پناه آوردم.

مناجات, مناجات با خدا,راز و نیاز با خدا

مناجات زیبا با خدا

بیشتر بخوانید:  احادیثی درباره شهید و شهادت

اشکهایم دوباره دانه دانه می‌افتد

اشکهایم دوباره دانه دانه می‌افتد
مدتی کار من به تو شبانه می‌افتد

بیشتر بخوانید:  به که واگذارم می کنی؟ (مناجات)

سالها فکر معصیت مرا زمینم زد
رحم کن بر کسی که عاجزانه می‌افتد

بس که بار گناه دیگران به دوشم ماند
توشه‌های سفر، ز روی شانه می‌افتد

گفتم إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُون ‌و فهمیدم
گذر پوست به دباغخانه می‌افتد

با زبانم تو را نخوانده‌ام، پشیمانم
وای بر من که آتش‌ت زبانه می‌افتد

بیشتر بخوانید:  هیچ کس مانندِ عباس مرا یاری نکرد/ متن ادبی درباره حضرت عباس (ع)

عبد خاطی منم، تو غافرالخطیئاتی
باز دارد به دست من بهانه می‌افتد

من زمین خورده‌ام، خودت مرا بلندم کن
مثل طفلی که زیر تازیانه می‌افتد

گفت: بابا، حلال کن که برنمی‌خیزم!
استخوانم شکسته است و جا نمی‌افتد
شاعر:  محمد زوار

 

منبع: بیتوته

مطلب پیشنهادی

آداب دست دادن در اسلام

  دست دادن از نظر اسلام آداب دست دادن از نظر اسلام چگونه است؟ دست …